Wednesday, August 03, 2005


اشاره


تو مرا به نام می‌خوانی؛ نام‌اَت را نمی‌دانم.
تو به من اشاره می‌کنی؛ اشاره نمی‌توانم.
من، برای آنکه چیزی از خود به تو بفهمانم.
جز چشم‌های‌ام چیزی ندارم.


ا. بامداد (آهنگ‌های فراموش شده)

4 Comments:

Anonymous وبلاگ درنگ های نابهنگام said...

آی عشق رنگ آشنایت کو؟(شاملو)ا

August 04, 2005 7:45 AM  
Anonymous خورشید شب said...

عشغ؟

August 04, 2005 10:44 AM  
Anonymous narges said...

چشمهايش به نگاه ديگری نگران شد....

August 06, 2005 5:09 PM  
Anonymous ... said...

جز چشمهایم چیزی ندارم ...

August 07, 2005 7:54 PM  

Post a Comment

<< Home